نقش فناوری اطلاعات در مدیریت رکود اقتصادی
کلمه ”اعتبار“ یا ”Credit“ از ریشه لاتینی کلمه “Credo” به معنای ”اعتماد“ گرفته شده است. این قرینه را نخست وزیر انگلیس در همایش اخیر اقتصاد جهانی مورد استفاده قرار داد. نکته وی در بکار بردن این قرینه این بود که این بحران، بحران اعتبار نیست بلکه بحران اعتماد است. به نظر میرسد مدتی وقت لازم است تا رهبران جهانی بتوانند اعتماد را به اندازه لازم به بازارها تزریق کنند تا بحران فعلی به سمت تغییر مسیر دهد. در همین زمان، سازمانها کمربندهای خود را محکم میکنند و به دنبال راههای خلاقانهای برای پیشبرد کسبوکار خود هستند. در این میان فناوری اطلاعات چه نقشی باید ایفا کند، سازمانها چه باید بکنند و چه شیوههایی میتوانند بکار برند تا از این طوفان رهایی یابند؟
بهرهوری و رشد همواره زمینه و محور اصلی فروش در صنعت فناوری اطلاعات بوده است، در حالی که برخی معتقدند این امر هیچگاه به اندازه زمان حاضر ملموس نبوده است. رکود اقتصادی کنونی بُعد جدیدی به درخواستهای مشتریان افزوده است. در جایی که رشد همچنان در رأس آرمانهای سازمانهاست، اولویت اصلی اکثر شرکتها تثبیت درآمدهاست. بهینهسازی و افزایش کارایی زمزمههایی است که بیشتر به گوش میآید و مشتریان از فروشندگان صنعت فناوری اطلاعات میخواهند سازمانشان را در مدیریت هزینهها و آشکارسازی ظرفیتهای تجاری پنهانشان یاری کنند.
به حساب آوردن فناوری اطلاعات (IT)
بسیاری از شرکتها به محض اینکه احساس تنگنا میکنند، به فناوری اطلاعات در سازمان چشم دارند تا حداکثر ارزش افزوده مورد انتظار از سرمایهگذاری فعلی در این صنعت را بدست آورند. توجه به موضوعاتی از قبیل بهینهسازی استفاده از سختافزارها، فعالسازی نرمافزارهای استفاده نشده و پیادهسازی راهکارهای استاندارد در مقابل هزینههای گزاف توسعه نرمافزارهای ویژه، میتواند منافع قابل توجهی را عاید سازمان کند. در جایی که منابع محدود میشود، راهکارهای بدون استفاده نیز با هدف توجیه و آزادسازی منابع و سختافزارهای ارزشمند، زیر ذرهبین قرار میگیرد.
آنان که به دنبال جلب حمایت بیشتر فناوری اطلاعات در سازمان هستند، راهکارهای سریع، همراه با پیادهسازی ساده را ترجیح میدهند. به عنوان مثال، راهکارهای مدیریت زنجیره تأمین که باعث افزایش بهرهوری در امر تدارکات میشود و یا مراکز سرویسهای مشترک که باعث یکپارچه شدن فرایندهای ستادی میگردد، صرفهجویی در هزینهها همراه با تأثیرات سریع و قابل لمس در افزایش بهرهوری را نوید میدهد. سازمانها به فناوری اطلاعات به عنوان مولد گردش نقدینگی نگاه میکنند. راهکارهای هوشمند تجاری، دیدگاه و درک ارزشمندی را در ارتباط با کارامدی نقدینگی فراهم میکند، در حالی که راهکارهای مربوط به بهینهسازی قیمتها، موارد اختلاف و تفاوتها را افشا ساخته و سودهای بالقوه ناشی از بازنگری در قیمتها را مشخص میسازد.
اَبر پروژههای فناوری اطلاعات از همان دوران ترکیدن حباب دات-کامها تقریباً کنار گذاشته شدهاند. این امر در بحران کنونی نیز ادامه خواهد یافت، چون سازمانها به دنبال پروژههای کوچکتر و با حیطههای قابل تمرکزتر هستند. در مقابل، مرحله استقرار نرمافزارها هر قدر گستردهتر باشد، به صورت تدریجی و بر مبنای رویکرد مرحلهبندی شده و کم مخاطره، بیشتر قابل پیشبرد است. همچنین پروژههای قراردادی با مبلغ ثابت مقبولیت بیشتری دارند، زیرا مدیران ارشد فناوری اطلاعات در سازمانها انتظار دارند بودجههایشان تا حد ممکن قابل پیشبینی و نزدیک به واقعیت باشد. این امر به طور فزایندهای در توجیهات داخلی برای شروع پروژههای فناوری اطلاعات اهمیت پیدا میکند، زیرا در واقع هر دلار هزینه در این حوزه، از زاویه ارزش ایجاد شده و سود ناشی از آن، به شدت مورد ریزبینی و دقت قرار میگیرد.
سبک کردن بار
فناوریهایی که به سمت رها کردن مدیران از بارِ مدیریت و اجرای پروژههای IT درونسازمانی متمایلند، جاذبههای بیشتری در بازار فعلی دارند. در شرایط کنونی برونسپاری بهطورگستردهتری مورد استقبال قرار میگیرد. شرکتهایی که قبلاً از پذیرش این موضوع اکراه داشتند، اکنون تمایل بیشتری به سمت برونسپاری بخشهایی از فعالیتهای خود دارند. این گرایش بیشتر در زمینه برونسپاری عملیات غیر اصلی سازمان و یا فعالیتهای اداری است.
فناوری مجازیسازی (Virtualization)، نویدهایی در رابطه با صرفهجویی در سختافزارها و کاهش در تعداد و تنوع سرویسگرها میدهد. حتی با کاربردی شدن فناوری Cloud Computing، سرویسگرها به کلی از این معادله خارج میشوند. سازمانها فضای مورد نیاز برای ذخیره اطلاعاتشان را روی سرویسگرهای مجازی اجاره میکنند، از طریق اینترنت به آنها دسترسی دارند و از راه دور پردازشهای لازم را با استفاده از پردازشگرهای مستقر در مراکز دادهها انجام میدهند. مشتریان تنها برای چیزی که استفاده میکنند پول میپردازند و به این ترتیب مقادیر قابل توجهی در هزینههای دریافت خدماتی مانند روشنایی، گرما و سرما، صرفهجویی میکنند.
چنین فناوریهایی به سازمانها کمک میکند که سازمانی "سبز" باشد و در حفظ محیط زیست ایجاد ارزش کند. این روزها، فناوری "سبز" فراتر از یک گرایش است، به گونهای که هم در کسبوکار و هم در سطوح محیط زیست ایجاد ارزش میکند. استفاده بهینه از منابع، نه تنها اثر و رد پای کربن را در محیط زیست کاهش میدهد بلکه از هزینهها نیز میکاهد. با بکارگیری فناوریهای نوین در مدیریت منابع، همچون سیستمهای حمل و نقل، ماشینآلات تولیدی و یا ابزارهای درونسازمانی، ظرفیت عظیم و بالقوهای را هم در کاهش میزان تصاعد گاز اکسید دو کربن (CO2) و هم در کاهش هزینهها به دست میآوریم.
چنین فناوریهایی به سازمانها کمک میکند که سازمانی "سبز" باشد و در حفظ محیط زیست ایجاد ارزش کند. این روزها، فناوری "سبز" فراتر از یک گرایش است، به گونهای که هم در کسبوکار و هم در سطوح محیط زیست ایجاد ارزش میکند. استفاده بهینه از منابع، نه تنها اثر و رد پای کربن را در محیط زیست کاهش میدهد بلکه از هزینهها نیز میکاهد. با بکارگیری فناوریهای نوین در مدیریت منابع، همچون سیستمهای حمل و نقل، ماشینآلات تولیدی و یا ابزارهای درونسازمانی، ظرفیت عظیم و بالقوهای را هم در کاهش میزان تصاعد گاز اکسید دو کربن (CO2) و هم در کاهش هزینهها به دست میآوریم.
در خدمت شما
بهرهوری ارزش ویژه و شناختهشدهای در معماری مبتنی بر سرویس (Service Oriented Architecture) است که به همراه چابکی در کسب و کار و کنترل سه دلیل خوب بر این امر است که چرا دنبالهروی و پذیرش سیستمهای موجود به جای توسعه سیستمهای ویژه، در بازار فعلی رو به تزاید است. با مرتبط کردن سیستمهای نامتجانس و سادهسازی منظر نرمافزار، SOA تولید و استقرار سریع فرایندهای کسبوکار را تضمین میکند، هزینهها کاهش مییابد و قابلیت انعطاف در سازمان بالا میرود، سازمانها به سرعت قادر خواهند بود خود را با شرایط متغیر و چالشبرانگیز منطبق کرده و نرمافزارها را متناسب با کسبوکار خود شکل دهند.
"نرمافزار ارائهدهنده خدمات (Software as a Service) یا SaaS نیز داستان مشابهی است. فروشها به صورت گامبهگام رشد دارند و این روند روبه رشد ادامه خواهد داشت. در این شرایط یکی از گرایشها به سمت صرفهجویی در سختافزار، نرمافزار و ابزارآلات است. مدلهایی مثل اشتراک از نوع "پرداخت در مسیر" (Pay as you go) قابلیت انعطاف لازم را به شرکتها میدهد تا سرمایهگذاریشان را بر اساس رشد تدریجی کسبوکارشان توسعه دهند. مدلهای مشابه دیگری نیز در صنعت فناوری اطلاعات در حال ظهور هستند، به نحوی که فروشنده میتواند با برنامهریزی زمانی پرداختهای مشتری، خود را با شرایط مشتری منطبق کند. برخی از این فروشندگان حتی آمادهاند تا در تأمین منابع مالی برای اجرای پروژههای بحرانی، مشتری را یاری دهند.
مشتری سلطان است (The customer is king)
در مواقع بحران، حفظ مشتری اهمیت و حساسیت بیشتری پیدا میکند. راهکارهایی که منجر به ارائه بهتر خدمات به مشتری و توسعه رابطه با وی میشود، برای برقراری یک پایگاه قوی از مشتریان، نقش اساسی دارد. فناوری مؤثر نیز یکی از عوامل کلیدی این کار است که میتواند با آزادسازی وقت پرسنل فروش و خدمات باعث شود که آنان زمان بیشتری را به ملاقات با مشتریان اختصاص دهند. به عنوان مثال، با یک ابزار مدیریت فروش کارا که قادر باشد نمای 360 درجهای از مشتری ارائه کند، کارکنان فروش به صورت آگاهانهتری با مشتری تعامل میکنند، موقعیتهای فروش بیشتر به مشتری و فروش به مشتریان دیگر از طریق این مشتری را تشخیص میدهند و از هوشمندی لازم برای مدیریت منابع سازمان در انجام حداکثر فروش به مشتری برخوردار میشوند.
این به معنای یک چرخه کامل به سمت همان لغت Credo یا کسب اعتماد مشتری است. رابطه خوب با مشتری بر اساس اعتماد ساخته میشود و اگر این رابطه به طرز صحیحی اداره شود، میتواند حتی در چالشبرانگیزترین شرایط کسبوکار نیز دوام داشته باشد. وقتی کفگیر به ته دیگ میخورد، فقط راهکارهای اثبات شده و همراهان تجاری قابلانعطاف، مورد نظر مشتریان خواهند بود و به حساب میآیند. در شرایط نامطمئن اقتصادی، سازمانها شانسی در رابطه با آزمون فناوریهای جدید برای خود قائل نیستند و به فروشندگانی که اهمیتی به تعهدات سازمانی آنان نمیدهند، توجه نمیکنند.
زمانی که گرد و غبارها فرو نشیند و به وضع اقتصادی بهتری برسیم، شکی نخواهد بود که صنعت فناوری اطلاعات نیز تغییرات اساسی و پایداری را پشت سر گذاشته است. همچون دیگر کسبوکارهای جهان، فروشندگان فناوری اطلاعات نیز در راهکارهای پیشنهادی خود برای مشتریان تجدید نظر کرده و بر راهکارهایی تمرکز میکنند که ارزشهای مداوم و قابل اندازهگیری را برای سازمانها ایجاد کند. درک اختلاف بین سرمایهگذاری برای فناوری و صرف هزینه، هرگز به اندازه امروز اهمیت نیافته است. تنها نکته واضح و روشن این است که یک راهکار درست در زمان مناسب میتواند به شرکتها امکان بقا بدهد و حتی پیشرفت آنها را در دوران رکود تضمین کند.
چِتان جِین (Chetan Jain)
یکی از مدیران پروژه در گروه مشاوران SAP و دارای بیش از سی سال سابقه در امر مشاوره بینالمللی و تجربه در صنعت فناوری اطلاعات در سطوح مختلف مدیریتی است. همچنین وی مهارتهای ویژه و دانش تخصصی در زمینههایی همچون تغییر و انتقال کسبوکارها، فروش و همچنین بهینهسازی بازاریابی در پروژههای بسیار بزرگ دارد.
ناشر : چِتان جِین (Chetan Jain) از گروه مشاوره SAP